أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
368
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
سلطنت مصر خواست تا آن را افزايش دهد كه مورد قبول واقع شد . شاهد آن كه دحلان بدان اشاره دارد كه در سال 840 فرمانهاى جديدى از مصر رسيد كه به موجب آن درآمدهاى مربوطه مىبايست به صورت پنجاه پنجاه ميان امارت مكه و سلطنت مصر تقسيم شود . « 1 » غازى هم مىگويد كه چراكسه در مصر ، « 2 » بركات را به پرداخت سالانه ده هزار دينار مكلّف كرده و پذيرفتند كه متعرّض عشريهء مأخوذه از اجناس در جدّه نشوند ، اما از رسوم اخذ شده از حجاج يادى نشده است . بسا آن را براى بركات گذاشتهاند . اينها نشانگر گسترش نفوذ چراكسه در مكهء اين دوره است ، چنان كه گفته شده است كه بركات مكلّف به پرداخت پنج هزار دينار شد . « 3 » نفوذ چراكسه در دوران سلطان جقمق بيشتر شد ؛ شاهدش آن كه نمايندهء وى امير سودون به عنوان ناظر حرمين تعيين شده و موظّف شد تا به عمارت آنجا بپردازد . همچنين به همراه او پنجاه نظامى ترك فرستاده شدند تا در مكه مقيم شوند . « 4 » همانطور كه گذشت ، اين تشكيلاتى است كه مماليك ترك در سال 760 در مكه درست كردند ، اما آن زمان نتوانست ادامه يابد ، زيرا اشراف شورش كرده آنان را در مسجد محاصره نمودند و تعدادى را كشتند و شمارى را اسير كردند و اسرا را هم به ينبع فرستاده ، در بازار بردهها فروختند . اين كار بعدها دنبال نشد و مورّخان طى اين سالها اشارهاى به آن نكردهاند . از نكات شگفت آن كه از جملهء كارهاى امراى مكه در اين دوره ، اين بود كه پاى شتر محمل را وقت رسيدن به مكه ببوسند . بركات از سلطان جقمق خواست تا او را از اين كار معاف كند و او هم پذيرفت .
--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 42 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . الإعلام بأعلام البيت الحرام ، ص 235 . در آنجا شرحى هم از اقدامات اصلاحى سودون آمده است . « ج »